|
دوستت دارم را دلاویزترین شعر در جهان یافتم
|
چند وقت است كه قلبم را اجاره داده ام
به يك تنها به خاطر رويش
بعد از او چه كسي قلب پاره شده ي مرا اجاره مي كند
نه او را به هيچكس اجاره نمي دهم
قلبم را به نامش مي كنم
به آن كس كه بهترين است............

طرز تهیه بستنی قیفی

نظر یادتون نره
ی

عشق با روح شقايق زيباست...عشق با حسرت عاشق زيباست...عشق با نبض دقايق زيباست...عشق با زهر حقايق زيباست...



در کلبه تنهايی هايم در انتظارت خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد...
شايد در سکوتی يا شايد در شبی سردو بارانی به انتظارم
پایان دهی تو ...



شاگردي از استادش پرسيد : عشق چست ؟
استاد در جواب گفت : به گندم زار برو و پرخوشه ترين شاخه را بياور اما در هنگام عبور از گندم زار ، به ياد داشته باش كه نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني .
شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت .
استاد پرسيد : چه آوردي ؟
شاگرد با حسرت جواب داد : هيچ ! هر چه جلو مي رفتم ، خوشه هاي پر پشت تر مي ديدم و به اميد پيدا كردن پرپشت ترين ، تا انتهاي گندم زار رفتم .
استاد گفت : عشق يعني همين .
شاگرد پرسيد : پس ازدواج چيست ؟
استاد به سخن آمد كه : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور اما به ياد داشته باش كه باز هم نمي تواني به عقب برگردي .
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهي با درختي برگشت .
استاد پرسيد كه شاگرد را چه شد .
او در جواب گفت : به جنگل رفتم و اولين درخت بلندي را كه ديدم ، انتخاب كردم . ترسيدم که اگر جلو بروم ، باز هم دست خالي برگردم .
استاد باز هم گفت :ا ز دواج يني همين.![]()
![]()
![]()
زيبايي عشق به سکوته نه فرياد زيبايي عشق به تحمله نه خورد شدن و فرو ريختن عشق خياليه که اگه به واقعيت برسه تمام شيرينيه خودش و از دست ميده عشق يه کويره که عاشق تشنه با رويايه سراب معشوق قدم به جلو ميزاره عشق سخن گفتن با نگاهه عشق اميد به رسيدن و ترس از نرسيدن.
بهسلام دوستان آيا قصه ي آن دختر نابينا را شنيده اي ؟ که از خودش تنفر داشت، که از تمام دنيا تنفر داشت و فقط عاشق يک نفر بود. معشوقش. و با او چنين گفته بود: « اگر روزي قادر به ديدن باشم حتي اگر فقط براي يک لحظه بتوانم دنيا را ببينم عروس حجله گاه تو خواهم شد » و چنين شد، آمد آن روزي که يک نفر پيدا شد که حاضر شود چشمهاي خودش را به دختر نابينا بدهد. و دختر آسمان را ديد و زمين را، رودخانه ها و درختها را، آدميان و پرنده ها را و نفرت از روانش رخت بر بست. معشوق به ديدنش آمد و ياد آور وعده ديرينش شد : « بيا و با من عروسي کن، ببين که سالهاي سال منتظرت مانده ام » دختر برخود لرزيد و به زمزمه با خود گفت : « اين چه بخت شومي است که مرا رها نمي کند ؟ » معشوقش هم نا بينا بود و دختر قاطعانه جواب داد: قادر به همسري با او نيست معشوق رو به ديگر سو کرد که دختر اشکهايش را نبيند و در حالي که از او دور مي شد هق هق کنان گفت: « پس به من قول بده که مواظب چشمانم باشي».
![]()
تقدیم به بهترین دوستم فهیمه ![]()

|
تولد حضرت علی(ع) رو به بابای خودم و همه باباها تبریک میگم و همچنین به تک عشقم بابا جون روزت مبارک اینم واسه همه باباها و بهترینم
و در نهایت امیدوارم همه به آرزوهاشونو تو این روز مقدس برسند.
|
پاییز را دوست دارم
پاييز را دوست دارم چون فصل غم است ...
غم را دوست دارم چون اشك دل است ...
اشك را دوست دارم چون گواه دل است ...
دل را دوست دارم چون محبت را به من آموخت ...
محبت را دوست دارم چون تو را دوست دارم و تو را دوست دارم بي آنكه
بدانم چرا؟؟؟
کجا تو کجا
نشد به موقع این کویر ابری شه بارون بگیره
خودش که آینه بود نشد که شمعدون بگیره...
از شما پنهون نکنم یه حرفایی بهم زده
گفته همین روزا میاد اما هنوز نیومده![]()



ماه گفت : چه طوري ؟ تو که نمي بيني .
نابينا گفت : چون نمي بينمت دوستت دارم .
ماه گفت : چرا ؟
نابينا گفت : اگر مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم ولي حالا که نمي بينمت عاشق خودت هستم

ما لحظه را پشت سر گذاشتیم 
/68.jpg)
I love you![]()

***
خدايا :
آبي اميدت را برنااميدي زرد رنگم بريز
تا جوانه هاي سبز عشق در تنهايي سياه رنگم برويد
